اپسیلون

درباره سنجش و اندازه گیری در علوم رفتاری و اجتماعی

اپسیلون

درباره سنجش و اندازه گیری در علوم رفتاری و اجتماعی

۳ مطلب با موضوع «نوشته ها :: یادداشت» ثبت شده است

در فعالیت آزمون سازی و اجرای آزمون عبارات همترازسازی (Equating) ، مرتبط سازی (Linking) و مقیاس پردازی (Scaling) آزمون یا نمرات آزمون مکرراً شنیده می شود. این سه عبارت، اگرچه مرتبط، اما تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارند و این امر موجب سردرگمی خواننده می شود. در این نوشتار به توصیف و ارتباط هر یک از عبارات فوق با یکدیگر (بدون وارد شدن به جزییات فنی) خواهیم پرداخت.

 

همترازسازی یا Equating

به طور خلاصه، همترازسازی به فرآیند تعویض پذیر (Interchangeable) نمودن نمرات ترکیب (Form)های مختلف یک آزمون اطلاق می شود. بعبارت دیگر، زمانی که  آزمونهای متفاوت برای محتوای مشابه تهیه می شود انتظار می رود که این آزمونها دارای سطح دشواری همسان نیز باشند اما در عمل چنین چیزی رخ نمی دهد. دلیل اصلی برای همسانی محتوا و سطح دشواری آزمونها،فراهم شدن امکان مقایسه نتایج آزمونهای مختلف است.

در کتاب "مباحث نو در روانسنجی" که ترجمه ای است از کتاب Introduction to Classical and Modern Test Theory توسط دکتر ولی اله فرزاد و دکتر حسین زارع  و در سال 1388 بوسیله نشر آییژ به چاپ رسیده است، برای عبارت "Item Response Theory" معادل فارسی "نظریه پاسخِ سوال " یا "نظریه پاسخ سوال" در نظر گرفته شده است. این نکته باعث شد تا به بحثی در این باره بپردازم. این بحث به این دلیل مهم است که فارغ از مباحث تخصصی ترجمه، چنانچه اشکالی در انتقال مفاهیم و موضوعات از زبان اصلی به فارسی رخ دهد، این اشکال نه تنها باعث مخدوش شدن یادگیری بلکه باعث انحراف مفهوم درک شده از موضوع خواهد شد. علاوه بر این،ترجمه عبارات و اسامی کلیدی هر حوزه می تواند هویت موضوعی و کاربردی آن حوزه را تغییر دهد. در رابطه با عنوان "نظریه پاسخِ سوال" یا "نظریه پاسخ سوال" می توان به نکات زیر اشاره نمود:
اول) درباره عبارت Item Response Theory باید گفت که این اصطلاحی بود که اولین بار لرد درکتاب 1980 خود به آن اشاره کرد و از آن برای نامیدن گستره ای از روشهای نوین در حوزه سنجش و اندازه گیری استفاده نمود. در واقع، این نامگذاری مبتنی بر اصطلاح بنیادی این حوزه یعنی Item Characteristic Curve (منحنی (خم) ویژه سوال) است که اولین بار توسط تاکر (1946) برای نشان دادن رابطه بین احتمال پاسخ درست یک سوال و یک اندازه (متغیر) مستقل بکار برده شد. از آنجاکه هدف اصلی این حوزه جدید مطالعه عملکرد آزمودنی ها در مواجهه با سوال یا مجموعه ای از سوالات بود، عنوان Item Characteristic Curve Theory یا نظریه منحنی (خم) ویژه سوال به مفاهیم و نظریه پردازی ها در این حوزه اطلاق شد. از سوی دیگر، بنظر میرسد لازارسفِلد (1950) اولین کسی بود که در مطالعات خود درباره نگرش سنجها از عنوان Latent Trait Theory (نظریه خصیصه مکنون) استفاده کرد. در همین زمینه، همبلتون و سوامیناتان (1985) در معرفی تاریخچه نظریه IRT بیان میکنند:

ایده داشتن یک سایت درباره سنجش و اندازه گیری در علوم رفتاری،مدتها پیش توسط من و تنی چند از دوستان مطرح شده بود اما به دلایل مختلف امکان انجام چنین چیزی فراهم نشد. هرچند که در برهه ای کوتاه یک سایت به همین منظور راه اندازی کردیم اما عمرش دوامی نداشت.

هدف اصلی از راه اندازی چنین سایتی،ایجاد فضایی نسبتا تخصصی درباره مباحثی از سنجش و اندازه گیری در علوم رفتاری است که کمتر مورد اشاره و بحث در بین دانشگاهیان این حوزه در ایران قرار گرفته و یا اگر بدان ها نظری افکنده شده،از عمق و غنای کافی برخوردار نبوده است.نیز ایجاد فرصتی برای بازاندیشی درباره آنچه که هم اکنون تحت عنوان سنجش و اندازه گیری در ایران می شناسیم.
از طرفی دیگر،کمبود نرم افزارهای مرتبط با این حوزه یا عدم آشنایی با نرم افزارهای موجود و قابل استفاده در این حوزه،منجر شده است که نه تنها مدرسین و پژوهشگران بالقوه این حوزه بلکه دانشجویان این حوزه نیز امکان تجربه پژوهشی در این زمینه را نداشته باشند و این خود منجر به سطحی شدن مباحث در حد موضوعات و مباحث کلاسی گردیده و فرصت چالش و یادگیری بیشتر را سلب نموده است.